السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
74
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
اشكال اين حديث نخست - به زودى مىآيد كه رسول خدا ( ص ) قبر مادرش را زيارت كرد و گريست و اطرافيانش را گريانيد ، در حالى كه مادرش را در شش سالگى در مدينه منوره از دست داده بود . بنابراين ، رسول خدا ( ص ) پس از چهل و چند سال به هنگام هجرت به مدينه قبر مادرش را زيارت نموده و تا آن زمان هنوز آثار ويژه قبرش آشكار بوده است و گرنه قبر او شناخته نمىشد . حال اگر حكم اسلام بر صاف كردن قبور بود ، چرا پيامبر ( ص ) در آن هنگام دستور صاف كردن قبر مادرش را نفرمود ؟ دوّم - پيامبر اكرم ( ص ) پس از آنكه برخى از مردم مدينه اسلام آوردند ، پيش از هر كارى ابتدا « مصعببن عمير » را براى ياد دادن احكام آنروزين اسلام به تازه مسلمانان ، به سوى آنها گسيل داشت . زيرا تنها بخشى از مردم مدينه در سفرى كه به حج رفتند در « عقبه » حاضر شده و با رسول خدا ( ص ) مخفيانه بيعت كرده بودند ، و اسلام در ميان آنها گسترش نيافت مگر آنگاه كه پيامبر به مدينه هجرت كرد و آنان به تدريج به اسلام گرويدند . امام على ( ع ) نيز پس از سه روز يا بيشتر به دنبال آن حضرت روان شد . داستان ورود پيامبر ( ص ) به مدينه نيز معروف و مشهور است . و نيز ، رسول خدا ( ص ) پس از آنكه با يهود بنىقريظه و بنىنضير و بنىقينقاع پيمان نامه منعقد كرد ، حكومت خود بر مدينه را به تدريج بسط و گسترش داد . حال با چنين روندى كه از شروع و توسعه و گسترش اسلام در مدينه مىدانيم ، سئوال اين است كه : « رسول خدا ( ص ) در كجا و چه وقت - در حالى كه در تشييع جنازه بوده - امام على ( ع ) را به مدينه فرستاد تا بتها را نابود ، قبرها را صاف و پيكرهها را دگرگون نمايد ؟ آن هم از موضع قدرت و به مانند فرمانروايى كه سرپيچى از فرمانش ممكن نيست ! اضافه بر آنكه فرستاده نخستين مىرود و ترسان بازمىگردد ، و پيامبر و ديگران همچنان در تشييع آن جنازه